Blog

جمشید چالنگی

‌سرانجام پس از 5 ماه که از تعلیق  من گذشت حکم«توقف هم‌کاری» یا برکناری من از صدای آمریکا در تاریخ 03.09.12 به دست من رسید.

‌دوستان عزیز همان‌طور که  می‌دانید‌، من ابتدا به مدت 5 روز و هر روز یک‌ساعت اجرای برنامه‌ی تلویزیونی «تفسیر خبر» را بر عهده داشتم. علاوه بر آن سردبیری برنامه و انجام تحقیق در مورد موضوع برنامه نیز بر عهده‌ی من بود.

بر اساس آمار رسمی صدای آمریکا، تفسیر خبر به مدت دست‌کم 4 سال پربیننده‌ترین برنامه‌ی بخش فارسی صدای آمریکا بود.

پس از آن‌که‌ زمان این برنامه پر‌بیننده به نیم ساعت و سه روز در هفته کاهش یافت آن‌هم به دلایلی که هرگز به‌طور رسمی ‌اعلام نشده‌، من برای برنامه‌های دیگر بخش فارسی صدای آمریکا، هر هفته یک‌بار نیز به پیشنهاد نخستین خود من گزارشی در‌باره‌ی بازتاب مهم‌ترین خبر روز در مطبوعات عربی‌زبان تهیه می‌کردم.

‌جندین گزارش تهیه شده‌ی من در این زمینه را ‌از جمله در مورد بازتاب سخن‌رانی پرزیدنت اوباما در سازمان ملل در مطبوعات عرب، مسوولان بخش فارسی صدای آمریکا پخش نکردند. با این‌همه‌، علت اخراج مرا از صدای آمریکا تهیه نکردن چند گزارش از مطبوعات عرب عنوان کرده‌اند.

اتهامی که با حضور وکیل خود، نماینده یونیون (اتحادیه) در برابر خانم میشل استوارت از کارگزینی صدای آمریکا و آقای جان لنون معاون رییس صدای آمریکا‌ بی‌اساس بودن آن‌را با ارایه مدارک اثبات کردیم.‌ مدارک و اسناد ارایه شده عملن از سوی مسوولان مربوطه نادیده گرفته شد.

جالب این‌جاست که بر خلاف عرف و یا تشریفات اداری، در آغاز حکم تعلیق من بر اساس گزارش مستقیم خانم ستاره سییج (‌درخشش) سردبیر وقت بخش فارسی صدای آمریکا به کارگزینی صورت گرفت بدون آن‌که ایشان به رییس بخش فارسی صدای آمریکا مراجعه کند و چنان‌چه به گفته آنان من مثلن وظیفه‌ام را انجام نداده‌ام‌، تذکر یا اخطاری از سوی رییس بخش به من داده شود.

‌در این مدت اما همواره این پرسش برای من مطرح بوده است که آیا دلیل واقعی تعلیق و برکناری من از صدای آمریکا این نیست که من از رییس وقت بخش فارسی صدای آمریکا‌، آقای رامین عسگرد و مسوولان دیگر پرسیدم‌: «چرا برنامه‌های تلویزیونی صدای آمریکا  از جمله «تفسیر خبر»  را برای ارزیابی به آقای «هومن مجد» مترجم رسمی محمود احمدی‌نژاد رییس جمهوری اسلامی که به نوشته‌ی خودش مشاور او و محمد خاتمی نیز بوده و هست، داده‌اید؟»

چرا بر اساس نظر مشاور رییس جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفته‌اید پخش برنامه‌ی «تفسیر خبر» را به سه روز در هفته و از یک‌ساعت به نیم ساعت کاهش دهید؟

آیا مالیات‌دهندگان آمریکایی یا نمایندگان آنان در کنگره و سنای آمریکا موافق هستند که مشاور و مترجم محمود احمدی‌نژاد رییس جمهوری اسلامی در عین حال مشاور بخش فارسی صدای آمریکا نیز باشد؟

آیا دلیل تعلیق  و سپس برکناری  من از صدای آمریکا این نیست که در برابر اعضای «بی. بی. جی» به ریاست آقای والتر آیزاکسون من مشکلات موجود در بخش فارسی صدای آمریکا  و سو مدیریت‌ از جمله تبعیض و فساد اداری در این بخش را تشریح کردم و وضعیت موجود در بخش فارسی را به وضعیت در ادارات شوروی سابق تشبیه کردم؟

آیا به خاطر این نیست که  در دیدار با آقای «اندرس ویمبوش» از مسوولان بی.‌بی.‌جی. که مسوول رفع مشکلات بخش فارسی صدای آمریکا شده بود، هم‌سویی خط مشی برنامه‌های بخش فارسی صدای آمریکا را در موارد بسیار با تبلیغات حتا ضد آمریکایی جمهوری  اسلامی بر شمردم‌؟

آیا به این خاطر نیست که از طرف دیگر راه‌های استفاده درست از بخش فارسی صدای آمریکا را در جهت منشور این رسانه‌ و مصالح آمریکا و مالیات‌دهندگان آمریکایی، هم آهنگ با وظیفه و مسوولیت بخش فارسی صدای آمریکا در برابر مخاطبان‌، مردم ایران‌ که با محرومیت از اطلاعات درست‌، زیر بمباران تبلیغاتی ضد آمریکایی حکومت ایران هستند ارایه کردم؟

 آیابه این خاطر نیست که طی چندین جلسه به دعوت آقای جان لنون‌،‌ رییس بخش برنامه‌های خارجی در همین زمینه سخن گفتم و به درخواست ایشان راه‌های حرفه‌ای‌ مختلفی را برای بالا بردن کیفیت برنامه‌های بخش فارسی صدای آمریکا در چهارچوب منشور صدای آمریکا عرضه کردم؟

جالب این‌جاست که هم آقای اندرس ویمبوش و هم آقای جان لنون اطمینان دادند که به خاطر اظهاراتم در نشست با آن‌ها مورد هیچ‌گونه انتقام‌جویی اداری قرار نخواهم گرفت.

من نشستی مشابه نیز با آقای دان آستین رییس وقت صدای آمریکا داشتم که ایشان نیز به من جنین اطمینانی داد.

پرسیده‌ام آیا دلیل واقعی تعلیق و سپس برکناری من از صدای آمریکا این نیست که من در جریان جنبش سبز در ایران به مسوولان وقت در بخش فارسی صدای آمریکا اعتراض کردم چرا اجازه نمی‌دهید ویدئوی قتل «ندا» در تهران را که  به دست ما رسیده پخش کنیم؟

پاسخی که به من داده شد این بود که این ویدئو ساختگی است.

صدای آمریکا این ویدئو را با تاخیر بسیار و پس از آن‌که شبکه‌های تلویزیونی دیگر بارها و بارها پخش کردند‌، منتشر ساخت.

آیا به خاطر این من سرا‌نجام از صدای آمریکا کنار گذاشته نشدم که عمل‌کرد بخش فارسی آن‌را در بازتاب خبرهای آن عاشورای خونین ایران در جریان جنبش سبز و نیز درگذشت آیت‌اله منتظری و پی‌آمد‌های آن غیر‌حرفه‌ای خوانده و مورد انتقاد قرار دادم؟

جالب این‌جاست که من به‌خاطر پخش مصاحبه بافرزند آیت‌اله منتظری در «تفسیرخبر» در روز درگذشت وی، مورد بازخواست در بخش فارسی قرار گرفتم.

نمونه دیگر این‌که وقتی من در روز عاشورای یاد شده‌، پیش از آغاز پخش برنامه‌های روزانه پیشنهاد کردم برنامه‌ها را با بازتاب اخبار کشتار‌های ایران که در راس اخبار خبرگزاری‌های قرار گرفته آغاز کنیم این پیشنهاد من از سوی مسوول مربوطه «جوک» خوانده شد. برنامه‌های آن‌روز بخش فارسی با مصاحبه با پسر‌خوانده فروغ فرخزاد شاعر همیشه ماندگار ایران در برنامه‌ی هفتگی هنری آغاز شد. مصاحبه‌ای که می‌توانست در هر زمان دیگر نیز با اثری بیش‌تر پخش شود و برنامه‌ای نیز که با یک تصمیم‌گیری حرفه‌ای و مسوولانه در برابر منشور صدای آمریکا‌، میتوانست به‌خاطر روی‌داد‌های مهم جاری‌ ایران جای خود را موقتن برای آن‌روز به پخش اخبار روی‌داد‌‌های عاشورای ایران بسپارد. کاری که در تمام شبکه‌های تلویزیونی حرفه‌ای در چنین موارد متداول است. من مطمئن بود‌ه و هستم که دست‌کم در آن‌روز ببیندگان  ایرانی به سراغ «صدای آمریکا» نمی‌آیند که داستان زندگی پسر خواننده‌ی نازنین فروغ نازنین ترمان را بشنوند بلکه بخاطر اختناق موجود درایران منتظرند اخبار روی‌دادهای عاشورای خونین را از «صدای آمریکا» که وظیفه اصلی خود را «خبر رسانی» اعلام کرده است دریابند.‌

پرسش‌های‌ مشابه من در این زمینه بسیار است از جمله این‌که آیا سر‌انجام من مورد انتقام‌جویی کسانی در صدای آمریکا قرار نگرفته‌ام که  نمی‌خواهند‌ این رسانه مهم که با هزینه مردم آمریکا اداره می‌شود در جهت  هد‌ف‌های اصلی و اساسی خود عمل کند؟

یافتن پاسخ روشن برای پرسش‌های خود را  وظیفه‌ی دادگاهی می‌دانم که در آینده  به شکایت من در این زمینه رسیدگی خواهد کرد.

من به عنوان شهروند آمریکایی ایرانی‌تبار به ‌عدالت و آزادی بیان در سرزمین بزرگ آمریکا ایمان دارم و بر این اعتقاد هستم که مسوولان مربوطه در صدای آمریکا وظیفه دارند هر دلاری را که مالیات‌دهندگان آمریکایی در اختیار صدای آمریکا می‌گذارند در جهت مصالح و ارزش‌های والای آمریکایی از جمله گسترش عدالت‌، آزادی بیان و دموکراسی صرف کنند.

 با امید به چنین روزی

Posted in khalesuske

تحويل سال نو ۲۵۷۱ – ساعت ۸ و ۴۴ دقيقه و ۲۷ ثانیه صبح سه شنبه اول فروردين ۱۳۹۱ در ايران

Tehran: Tuesday:      08:44:00 AM      March 20, 2012
New York: Tuesday 01:11:00 AM March 20, 2012
Chicago: Tuesday 00:14:00 AM March 20, 2012
Denver: Monday 11:14:00 PM March 19, 2012
Dubai: Tuesday 09:14:27 AM March 20, 2012
Los Angeles:      Monday 10:14:27 PM March 19, 2012
London: Tuesday 05:14:27 AM March 20, 2012
Paris: Tuesday 06:14:27 AM March 20, 2012
Rome: Tuesday 06:14:27 AM March 20, 2012
Berlin: Tuesday 06:14:27 AM March 20, 2012
Athens: Tuesday 07:14:27 AM March 20, 2012
Jakarta: Tuesday 12:14:27 pM March 20, 2012
Jerusalem: Tuesday 07:14:27 AM March 20, 2012
Moscow: Tuesday 08:14:27 AM March 20, 2012
Kuala Lumpur: Tuesday 01:14:27 PM March 20, 2012
Tokyo: Tuesday 02:14:27 PM March 20, 2012
Sydney: Tuesday 04:14:27 PM March 20, 2012
UTC/GMT: Tuesday 05:14:27 AM March 20, 2012

شرق آمریکا 1:14:27 بامداد سه شنبه

استرالیا (وقت سیدنی) 4:14:27 عصر سه شنبه

مالزی 1:14:27 بعدازظهر سه شنبه

Posted in khalesuske

 

برنارد کوشر و کریستین اکرانت

کریستین اکرانت، خبرنگار فرانسوی بلژیکی الاصل که شانس انجام آخرین مصاحبه تلویزیونی با امیرعباس هویدا را در کارنامه خود دارد، بعدها به خاطر سوالات غیرحرفه‌ای و لحن تند و جهت‌دارش در این مصاحبه به شدت در فرانسه (که هویدا در آن بسیار شناخته شده بود) مورد انتقاد قرار گرفت و به نوعی حتی بخشی از مسئولیت اعدام هویدا به طور غیر مستیقیم به دوش او افتاد. اکرانت بعدها از شهرت بالایی در تلویزیون برخوردار شد و برای دو دهه مجری پربیننده ترین برنامه‌های تلویزیونی فرانسه بود. وی که به گرفتن دستمزدهای بسیار بالا معروف است بعدها با برنارد کوشر، وزیر خارجه اسبق فرانسه و بنیانگذار سازمان پزشکان بدون مرز ازدواج کرد.

اکرانت فصلی از کناب خاطرات خود را به مصاحبه جنجالی‌اش با هویدا در زندان قصر اختصاص داده است. همچنین وقتی در سال ٢٠٠٧ در یک تاک شوی تلویزیونی میهمان مایکل پولاک بود ناچار شد به سوالات پولاک درباره این مصاحبه جواب بدهد. (پولاک خود با یکی از بستگان هویدا ازدواج کرده و تجربه دو سال زندگی در ایران در اوایل دهه هفتاد میلادی را هم دارد). وی در پاسخ سوال پولاک که چرا در این مصاحبه لحن یک قاضی را داشتی به جای یک خبرنگار، پاسخ می‌دهد که ماموران ایرانی به مدت چهار ساعت مشغول بازجویی و تفتیش او و تیم همکارش بودند و بعد از این خستگی بهتر از این نمی‌توانسته مصاحبه کند.

Posted in khalesuske

با وجود محدودیت های اعمال شده علیه تلویزیون فارسی بی بی سی در ایران، شمار مخاطبان این شبکه در این کشور کمابییش دو برابر شده است.

نتیجه تحقیقات مستقلی که در مورد آمار هفتگی مخاطبان جهانی سرویس های خبری بین المللی بی بی سی در ایران صورت گرفته نشان می دهد که شمار مخاطبان تلویزیون فارسی بی بی سی از سه میلیون و یکصد هزار نفر در سال ۲۰۰۹ به شش میلیون نفر در سال جاری افزایش یافته که ۹۴ درصد افزایش نشان می دهد.

براساس تخمین های انجام شده، مخاطبان هفتگی شبکه خبررسانی بی بی سی فارسی، شامل رادیو و تلویزیون، در همین مدت ۸۵ درصد بیشتر شده و از سه میلیون و نهصد هزار نفر در سال ۲۰۰۹ به هفت میلیون و دویست هزار نفر در سال جاری افزایش یافته است.

این تحقیقات حاکی از آن است که در حال حاضر، در طول هفته، از هر ده ایرانی یک نفر بیننده برنامه های تلویزیون فارسی بی بی سی است و در مورد دارندگان ماهواره در ایران، این رقم به ۲۸ درصد می رسد به این معنی که از هر چهار نفر ایرانی که دارای ماهواره در خانه خود هستند، بیش از یک نفر برنامه های این کانال تلویزیونی را تماشا می کند.

تلویزیون فارسی بی بی سی از اوایل سال ۲۰۰۹ میلادی پخش برنامه های خود را آغاز کرد و افزایش قابل توجه در شمار مخاطبان آن در حالی گزارش می شود که به خصوص از زمان برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران، برنامه های این ایستگاه تلویزیونی در موارد متعدد، و برای مدت های طولانی، هدف پارازیت اندازی قرار داشته است.

هفته گذشته و در پی پارازیت اندازی مستمر، پخش برنامه های تلویزیون بی بی سی فارسی از ماهواره های هاتبرد از سر گرفته شد.

همچنین، در ماه های اخیر، گزارش هایی از تلاش دستگاه های امنیتی ایران ظاهرا برای ایجاد محدودیت هایی بر سر فعالیت خبر رسانی بخش فارسی بی بی سی انتشار یافته که از آن جمله، اقداماتی برای تحت فشار قرار دادن برخی از کارکنان این شبکه و جلوگیری از هرگونه همکاری شهروندان داخل ایران با بی بی سی بوده است.

پیتر هاروکس
هاروکس افزایش مخاطبان تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی را “نشانه شجاعت” کارکنان آن دانسته است

گزارش مربوط به آمار مخاطبان برنامه های بی بی سی فارسی در ایران حاوی شمار مراجعان به سایت اینترنتی این شبکه نیست زیرا سایت های اینترنتی در ایران در معرض سانسور شدید قرار دارد و تخمین شمار مراجعان به سایت فارسی در داخل این کشور به سادگی امکانپذیر نیست.

پیتر هاروکس، مدیر سرویس جهانی بی بی سی، افزایش مخاطبان بی بی سی فارسی در ایران را نشانه تلاش کارکنان این بخش دانسته و گفته است: “این آمار نشانه ای بارز از شجاعت و ایثار روزنامه نگاران بخش فارسی بی بی سی در مواجهه با اقدامات تهدید آمیز و ارعاب از سوی مقامات ایران است.”

هشتاد سال فعالیت

آقای هاروکس افزوده است که “کار کردن برای سرویس جهانی بی بی سی می تواند بسیار سخت باشد اما روزنامه نگاران ما، با علم به اینکه گزارش هایشان برای مخاطبان در داخل ایران و برای میلیون ها نفر در سراسر جهان منبعی قابل اعتماد، محترم و ارزشمند است، به فعالیت روزنامه نگاری خود ادامه می دهند.”

نتیجه این طرح تحقیقاتی مستقل در مورد مخاطبان سرویس جهانی بی بی سی همزمان با هشتادمین سالگرد آغاز به کار این سرویس انتشار یافته است و شامل آماری در مورد پخش برنامه های بی بی سی به زبان های دیگر نیز هست.

سرویس جهانی بی بی سی
سرویس جهانی بی بی سی پا به هشتاد سالگی می گذارد

از جمله، نخستین تحقیق انجام شده در مورد مخاطبان سرویس جهانی بی بی سی در سومالی‌لند و پاتلند نشان می دهد که در مقایسه با سایر شبکه های خبررسانی بین المللی، بی بی سی دارای بیشرین شمار مخاطبان در این مناطق است و شمار شنوندگان برنامه های آن به بیش از ۶۰ درصد از افراد بالغ در این دو منطقه خودمختار سومالی می رسد.

تحقیقاتی هم که پیش از این صورت گرفته نشان می دهد که اخیرا، شمار مخاطبان تلویزیون عربی بی بی سی با افزایش ۸۰ درصدی، از سیزده میلیون و پانصد هزار نفر به بیست و چهار میلیون و پانصد هزار نفر رسیده که براساس این تحقیقات، عمدتا ناشی از نیاز مخاطبان به کسب اخبار واقعی و بیطرفانه در جریان قیام های اخیر در برخی از کشورهای عربی بوده است.

به گفته مدیر سرویس جهانی بی بی سی، این آمار نشان می دهد که “چگونه سرویس های خبررسانی مانند بی‌بی‌سی به منزله شریان حیاتی برای کسانی است که تشنه دسترسی به اخبار و اطلاعات بی طرفانه هستند و هشتاد ساله شدن سرویس جهانی بی بی سی یادآور توانمندی ما در زمینه روزنامه نگاری و اهمیت ماموریتی است که درخبررسانی دست اول و متوازن بر عهده گرفته ایم.”

آقای هاروکس تاکید کرده است که: “بی بی سی همچنان صدای رسانه های آزاد در مناطقی خواهد بود که، به دلیل سرکوب و آزار روزنامه نگاران، یا رشد رسانه های دولتی یا کاربرد فن آوری های جدید که باعث اختلال در سرمایه گذاری در روزنامه نگاری بین المللی می شود، به منبع دیگری برای کسب اخبار منصفانه و موثق دسترسی ندارند.”

به گفته وی “با وجود رشد چشمگیر رسانه ای، دسترسی به خبررسانی مستقل و دارای کیفیت بالا همچنان نادر است و در بسیاری از نقاط جهان، اخبار بی طرفانه و قابل اعتماد کمابیش به یک گونه در شرف انقراض تبدیل شده است.”

مدیر سرویس جهانی بی بی سی در اظهار نظر خود پیرامون آمار حاکی از رشد قابل توجه مخاطبان این سرویس، به مساله محدویت های مالی ناشی از شرایط اقتصادی کنونی نیز پرداخته و گفته است: “جو محدودیت مالی به معنی لزوم کوتاه آمدن در مورد پیگیری هدف های بلند ما نیست؛ ما در صددیم تا به مخاطبان بیشتری دسترسی یابیم، تاثیر بیشتری بر جای بگذاریم و همچنان مورد اعتمادترین منبع پخش خبر در جهان باقی بمانیم.”

.”

Posted in khalesuske

مصاحبه رضا پهلوی با شبکه بی بی سی در باره ارتباطش با پرویز ثابتی

«پس از سه ماه از آغاز خدمتم در ساواک، به علت گزارش های تحلیلی ام راجع به مسائل سیاسی جاری کشور به ریاست بخش بررسی های سیاسی در امور امنیت داخلی منصوب شدم. از همان ابتدا خواستم به رده های بالاتر در ساواک و شخص پادشاه توجه دهم که تامین امنیت کشور تنها از طریق سرکوب و مبارزه با سازمان ها و گروه های مخالف و برانداز امکان پذیر نیست. در طول دوران خدمتم در ساواک از هر فرصتی برای مبارزه با عوامل فساد استفاده کرده و گزارش های مستند ارائه دادم و چندین بار برای تهیه این گزارش ها مورد مواخذه و بازخواست قرار گرفتم. تا آنجا که در سال ۱۳۵۰ اسدالله علم وزیر دربار و سپهبد ایادی و امیرهوشنگ دولو از نزدیکان شاه به علت اتهاماتی که به آنان وارد می کردم علیه من به شاه شکایت بردند و من از طرف شاه تهدید به محاکمه نظامی شدم.»

این بخشی از یادداشت پرویز ثابتی بر کتاب «در دامگه حادثه» است، کتابی که در آن آقای ثابتی پس از سه دهه سکوت، به پرسش های عرفان قانعی فرد پاسخ گفته است. حسین فردوست، تنها شخصیت امنیتی قابل توجه در حاکمیت پهلوی است که کتاب خاطرات خود را منتشر کرده و غیر از او هیچ شخصیت امنیتی عمده ای لب به سخن نگشوده است، چرا که در همان ابتدای انقلاب ناصر مقدم، نعمت الله نصیری و حسن پاکروان، سه رئیس پیشین ساواک اعدام شدند.

پرویز ثابتی به سال ۱۳۱۵ در سمنان به دنیا آمد و در سال ۱۳۳۷ از دانشکده حقوق دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. او بلافاصله همکاری با ساواک، سازمان امنیت و اطلاعات کشور را آغاز کرد و تا آبان ۵۷ و روزهای منتهی به سقوط حکومت پهلوی لحظه به لحظه در ساواک بود. او که در چهار دوره ساواک تحت ریاست تیمور بختیار، حسن پاکروان، نعمت الله نصیری و ناصر مقدم در این سازمان حضور داشت و فرد دوم بود، حالا در هفتاد و پنج سالگی تصمیم گرفته است سخن بگوید و به پرسش های سیامک دهقانپور پاسخ می دهد.

آقای ثابتی چه شد که بعد از بیش از سه دهه تصمیم گرفتید از دوران فعالیت تان در ساواک حرف بزنید؟
من با آقای قانعی فرد مصاحبه ای انجام دادم و ایشان مطالبی که گفتم را در کتابی که در دست انتشار دارد منعکس کرده است. البته باید بگویم که پاورقی ها را خود ایشان آورده و من مسئولیتی درباره این زیرنویس ها ندارم.


منظورتان این است که در برخی پاورقی ها
مطالبی عنوان شده که با حقیقتی که شما گفته اید سازگار نیست؟
بیشترش سازگار است اما بعضی هایش هم نه. در بعضی پانوشت ها، سخنان افرادی که تاریخ شفاهی را منتقل می کنند عینا پیاده شده که نامربوط است وگرنه در کل در بسیاری زمینه ها درست است. منظور من این است که مسئولیتی در قبال آنچه که در زیرنویس ها می آید ندارم و حرف هایم را در همان متن اصلی زده ام.

می توانید مثال بزنید؟
مثلا در یک جا نقل شده که والاحضرت اشرف را با چمدانی پر از هروئین گرفته اند. این ها یک سری اراجیف و مزخرفاتی است که مخالفین درآورده بودند و همچین چیزی صحت نداشت و این که اینجا نقل شود مردم فکر می کنند درست است درحالی که نیست. از این قبیل حرف ها. البته یک چیزهاییش هم درست است مثلا این که آقای امیرهوشنگ دولو را با تریاک گرفته بودند. این درست است ولی این که والاحضرت اشرف را با یک چمدان هروئین گرفته اند، اینها چیزهایی غیرمنصفانه و نادرست است. به هرصورت من خاطراتم را در همان سالهای بعد از انقلاب نوشته ام ولی تاکنون منتشر نکرده ام. یادداشت های من شامل دو قسمت است. یکی از قسمت های اصلی مربوط به مبارزه با مخالفان رژیم (پادشاهی پهلوی) است و قسمت دیگر مربوط به مشکلات و معایبی که در رژیم خودمان، رژیم سابق وجود داشته و من در حد توانم کوشش کرده بودم که آن را کم کنم. بنابراین خاطرات من شامل مطالب مثبت و منفی – و البته عمدتا مثبت است- و مردم ایران متاسفانه با پرداخت بهایی سنگین به آن نتیجه رسیده اند. من مطالبم را منتشر نکرده ام چون بیم آن داشتم که مسائل منفی مورد سوءاستفاده رژیم کنونی قرار بگیرد، گرچه معایب رژیم سابق در مقایسه با فساد و نابسامانی هایی که در ابعاد نجومی و باورنکردنی در این رژیم وجود دارد، بسیار کم اهمیت به نظر می رسد. درباره بخش مربوط به مبارزه با مخالفین رژیم سابق اعم از کمونیست ها، تروریست ها و افراطیون مذهبی این ملاحظه را داشتم که این مطالب به تنشی که هنوز هم متاسفانه بین طرفداران و مخالفان رژیم شاه وجود دارد دامن بزند. در حالی که ما در حال حاضر به یک وحدت و آشتی ملی احتیاج داریم که تا دیر نشده به عمر رژیم حاکم که مملکت ما را به یک فاجعه بزرگ نزدیک می کند خاتمه دهیم. واقعا وجود چنین رژیمی در ایران در شان ملت بزرگ ایران نیست و مردم سزاوار چنین حاکمیتی نیستند.

برخی افراد اتهاماتی را به شما وارد می کنند مبنی بر وابستگی شما به موساد و سیا. پاسخ تان به این اتهامات چیست؟
مسئله وابستگی به موساد و سی آی ای حرف های بی ربطی است که زده اند. البته خب ما زمانی که سر کار بودیم با موساد و سی آی ای تماس و ارتباط حرفه ای داشتیم و تبادل اطلاعات می کردیم و در زمینه هایی همکاری می کردیم. بله بنده سفر هم می کردم به اسرائیل ولی هیچ وقت با موساد روابط خارج از روابط اداری نداشتم، با سی آی ای هم همینطور. گاهی اوقات بعضی ها در سی آی ای حتی از من دلخور شدند. مثلا در سال ۱۳۵۴ یک خبرنگار نیویورک تایمز به نام اریک پیس آمده بود به ایران که هنوز هم خیال می کنم در نیویورک تایمز است. او با شاه مصاحبه ای کرد و بعد خواسته بود که با کسی هم در ساواک صحبت کند و اعلیحضرت هم گفته بودند که با من صحبت بکند. اولین سوالی که از من کرد درباره رضا براهنی بود و گفت براهنی می گوید زمانی که در زندان بوده او را به یک پنکه بسته بودند و در ضمن این که پنکه می چرخید کسی می خواست به او تجاوز کند. من به آن آقای خبرنگار گفتم به نظر می آید شما آدم معقولی باشید. ببینید که اصلا همچین ادعایی عملی است؟ یا گفت این شبکه ای که افسران آمریکایی را کشتند و شما اخیرا دستگیرشان کردید، سرنخش را سی آی ای به شما داده. این صحت دارد؟ من هم به او گفتم اگر سی آی ای همچنین قابلیتی دارد که سرنخ دستگیری تروریست ها را به ما بدهد، بهتر است برود به اف بی آی سرنخ بدهد تا پرونده قتل کندی را روشن کند. او گفت مثل این که شما با سی آی ای مخالفید؟ گفتم نخیر بنده هیچ مخالفتی با سی آی ای ندارم و دارد کار خودش را می کند و کارش هم ربطی به اینجا ندارد. (به شاه) گزارش کردم که بله خبرنگاری که شما فرموده بودید با من مصاحبه کند، من این حرف ها را بهش گفتم. اعلیحضرت عصبانی شد و گفت این حرف ها چیست که این می زند و چرا به این ها متلک می گوید؟

شما دو سال پیش از وقوع انقلاب در نامه ای به شاه، آن را پیش بینی کردید ولی ظاهرا مورد توجه ایشان قرار نمیگیرد. چرا؟
موقعی که کارتر در آمریکا داشت برای ریاست جمهوری فعالیت می کرد مطالبی را علیه شاه گفته بود. نتیجتا در داخل، مخالفین رژیم بسیج شده بودند و فکر می کردند که الان دوباره فرصتی پیش می آید که بتوانند کارهایی بکنند. زمانی که کارتر انتخاب شد ولی هنوز به دفترش نرفته بود، یعنی در آذر ۱۳۵۵، من بوسیله (ارتشبد نعمت الله) نصیری (سومین رئیس ساواک) یک گزارشی برای اعلیحضرت فرستادم و گفتم به نظر می آید که سناریوی سال ۱۳۳۹ و ۴۰ یعنی دوره ۱۹۶۰ و ۶۱ در دوره کندی دوباره دارد تکرار می شود و مخالفین به این نتیجه رسیده اند که حالا کارتر اعلیحضرت و ایران را تحت فشار قرار می دهد و فرصتی پیش می آید که اینها بتوانند خود را به صحنه بیاورند و به اصطلاح ایشان را به چالش بکشند. و نوشتم که الان وضع مملکت ما با سال ۱۳۴۰ فرق کرده چون به جمعیت کشور ۷-۸ میلیون نفر اضافه شده، جمعیت تهران که آن موقع یک میلیون بود حالا شده ۴ میلیون نفر، تعداد دانش آموز و دانشجو که آن موقع بود ۲ میلیون حالا شده ۱۰ میلیون، واحدهای بزرگ کارگری در اطراف تهران و شهرهای بزرگ ایجاد شده و اینها همگی می توانند آسیب پذیر باشند و بعد هم یک عناصر تازه و یک گروه های تروریستی تازه ای پیدا شده اند که تجارب جدیدی به دست آورده اند، رفته اند زندان و آمده اند بیرون… حالا درست که در سال ۵۵ سرکوب شده بودند و لااقل نیروهای مسلح نداشتند و قوای پراکنده ای بودند که عده ای شان هم زندان بودند، ولی به هر حال تجربه کسب کرده اند و اگر این بار هم بگذاریم مانند دفعه قبل کار پیش برود ممکن است کار به جای خطرناکی برسد و کنترل مشکل شود، مثلا مثل ۱۵ خرداد بشود که بتوانیم کنترل کنیم. این گزارش را دادم نصیری برد برای اعلیحضرت. اعلیحضرت هم از دست من عصبانی شد که این ثابتی باز چیزهای منفی را سرهم کرده و هیچ پیشرفت های مملکت را ندیده، به اصلاحات ارضی اشاره نکرده، سهیم شدن کارگران در سهام کارخانجات را ندیده، ارتش ما از ۱۵۰ هزار نفر شده ۶۰۰ هزار نفر را ندیده، ساواک و شهربانی را ندیده و همه سیاه ها را سرهم کرده و می گوید اوضاع خراب می شود. نخیر هیچ چیز نخواهد شد و شما کار خودتان را بکنید. این اولین گزارش است در آذر ۱۳۵۵. اعلیحضرت فکر می کرد مثل همان بحرانی که در دوره کندی پیش آمد و توانست طوری اداره کند تا طوفان از سر بگذرد، این بار هم می تواند اداره کند. این بار اما، -البته ما که آن موقع نمی دانستیم- ولی به هر حال ایشان مریض بود و نمی توانست قاطعانه تصمیم بگیرد و به هر حال مملکت به مرحله ای رسید که دیگر کنترل از دست خارج شد.

ساواک از روحانیون و فعالین مذهبی چه درکی داشت؟
اعلیحضرت بعد از آن گزارش اولیه شروع کرد ساواک را بی اثر کردن. از صلیب سرخ بین المللی بازرس آوردند برای زندان ها. نتیجتا زندانی ها از داخل فهمیدند که دست زیر ساطور است. در خارج هم فهمیدند و راه افتادند. بعد هم مسائلی مثل فوت شریعتی و فوت پسر خمینی پیش آمد و بعد هم ختم هایی که برای پسر خمینی گرفته شد و ما می خواستیم جلویش را بگیریم ولی اعلیحضرت می گفت نخیر جلویش را نگیرید و این جور اجتماعات آزاد است. اصلا تمام این انسجامی که این آخوندها پیدا کردند در دوره چهل روز ختم های پسر خمینی بود. بعضی ها می گویند شماها اصلا از آخوند خبر نداشتید. چطور خبر نداشتیم؟ خیلی هم خبر داشتیم. خیلی ها یا در زندان بودند یا در تبعید بودند، کنترل شده بودند. موقعی که ول شدند اینطور شد، یعنی در پنج شش ماه آخر. یادم است که این آقای ابراهیم یزدی آتش بیار معرکه ی واقعا عجیبی بود. اتفاقا در سال ۱۹۷۷ (۱۳۵۶) در آمریکا بودم چون دعوت داشتم در جایی، موقعی که از نیویورک به تهران می رفتم در فرودگاه همکارانم گفتند آقای (علی) شریعتی در لندن فوت شده و آقای (ابراهیم) یزدی از هیوستون تگزاس به نجف رفته تا از آقای خمینی بخواهد که اعلامیه بدهد و بگوید آقای شریعتی را دستگاه کشته. فردایش در تهران، از خانه خود خمینی –به هر حال ما آنجا مامور داشتیم- خبر آمد که یزدی آمد اینجا و به آقای خمینی همچنین حرفی زد و خمینی گفته این شریعتی در حسینیه ارشاد، اینها وهابی هستند و از عربستان سعودی کمک می گیرند و حاضر نشده بود که آن اعلامیه را صادر کند. یزدی بازهم ول کن نبود و گفته بود حالا فرصتی پیش آمده که آمریکایی ها حاضر هستند شاه را تحت فشار قرار دهند، شما بیایید و یک اعلامیه علیه کمونیست ها بدهید. خمینی هم تحت فشار آقای یزدی و برای این که توجه آمریکایی ها را به خودش جلب کند اعلامیه ای علیه کمونیست ها داد. این داستان گذشت و آنها که نتوانسته بودند سر جریان فوت شریعتی اقدامی بکنند، شد زمان فوت پسر خمینی و ختم هایی که برای او راه افتاد که ما خواستیم جلوش را بگیریم و اعلیحضرت نگذاشت، تا این که چهلم و اینها تمام شد و بعد خمینی سه نامه تشکر نوشت. یکی برای انجمن های اسلامی در خارج، یکی برای مردمی که در داخل برای ایشان تسلیت گفتند و یکی برای یاسرعرفات و تشکر کرد و گفت مرگ پسر من در مقابل فجایعی که در رژیم شاه می گذرد ناچیز است. حتی خود خمینی در نامه اش می گوید مرگ پسر من و نمی گوید قتل. این ها همه چیزهایی است که خود اینها، مثل نهضت آزادی درست کردند بعنوان این که شهید شده و یا به قتل رسیده، خود خمینی هیچ وقت نگفت. در نامه اش هم نیست. موقعی که ما گزارشی تهیه کردیم مبنی بر این که قصد داریم جلوی انتشار این مسئله را بگیریم و گزارش را نصیری برد پیش شاه، اینجا دیگر شاه عصبانی شد و گفت این مردک پدرسوخته و جاسوس که مخالف اصلاحات ارضی، مخالفت حقوق زن و عقب افتاده این حرف ها چیست که می زند؟ شاه به نصیری گفته بود که دو تا مقاله تهیه کنید راجع به خمینی و دفعه دیگر که شرفیاب می شوید بیاورید من ببینم.

شما با چه هدفی طرح دستگیری چند هزار نفر را به شاه می دهید که سرانجام هم مورد موافقت قرار نمی گیرد؟ در این باره، پس از حوادث تبریز با جمشید آموزگار اختلاف داشتید؟
آموزگار گفت می خواهید ۱۵۰۰ نفر را دستگیر کنید؟ جواب محافل بین المللی را کی می دهد؟ گفتم جواب محافل بین المللی را جنابعالی باید بدهید که نخست وزیر هستید و بایستی جان مردم را حفظ بکنید درمقابل این هایی که این همه آتش سوزی و آدم کشی راه انداخته اند. بنده باید جواب قانون را بدهم. قانون ساواک یک وظایفی را برای ما مقرر کرده، به ما نه کسی دستور کتبی می دهد که جلوی این کارها را نگیرید و نه دستگاه ما را منحل می کنند. اگر فردا حساب و کتابی باشد و به ما بگویند چرا جلوی این ها را نگرفتید معلوم است که جواب من چیست. و بعد هم محافل بین المللی کی هستند؟ آمریکایی ها؟ گفت آقا شما چرا شانتاژ می کنید؟ گفتم خب محافل بین المللی کی هستند؟ محافل بین المللی دنبال دو تا جبهه ملی و چهار تا خبرنگار هستند. دنبال این تروریست های مذهبی و فدائیان اسلام و موتلفه و اینها نیستند که می روند این چله ها را راه می اندازند و مملکت را دارند به آشوب می کشند. گفت نه نمیشه. گفتم خب نمیشه که نمیشه. از آنجا که خارج شدم به نصیری گفتم که با آموزگار دعوایمان شده ولی نگفتم که دارم می روم پیش هویدا. رفتم پیش هویدا و گفتم خبر اعلامیه دولت را شنیدید؟ گفت بله خوب بود بد نبود. گفتم حالا داستان این شده و آقای آموزگار اینطوری می گوید و شما باید اعلیحضرت را متقاعد کنید که ما این ۱۵۰۰ نفر را دستگیر کنیم وگرنه اوضاع از کنترل خارج می شود. گفت اینها کی هستند؟ من یکی یکی می گفتم و او یادداشت می کرد. سران نهضت آزادی و جبهه ملی و ۳۰۰ نفر وعاظ افراطی طرفدار خمینی، ۴۰۰ نفر طلاب مدارس حقانی و فیضیه و خان قم بودند، تعدادی هم اعضای همین گروه های تروریستی بودند که ما پیش از آمدن صلیب سرخ آزادشان کرده بودیم که دلیلش مفصل است و باید جداگانه بگویم. هویدا این ها را یادداشت کرد و گفت بهت خبر می دهم. ساعت ۹ شب به من تلفن کرد که من مطالب شما را به عرض شاه رساندم و فردا صبح نصیری یک گزارش بیاورد. من ساعت ۱۰ شب برگشتم اداره و این گزارش را نوشتم و صبح دادم به نصیری و گفتم با حرف هایی که دیروز به آموزگار زدم شما از اعلیحضرت اجازه بگیرید که ما کارمان را شروع کنیم و این دستگیری ها را انجام دهیم. بعدا دیدم که جلوی بعضی از این اسم ها منها و جلوی بعضی به اضافه گذاشته. اول از همه نهضت آزادی و سرانش منها داشتند. گفتم یعنی چی؟ گفت اعلیحضرت فرموده اند که چون اینجا یک کمیته حقوق بشر درست کرده اند و اینها با آمریکا در ارتباطند، نه. جبهه ملی هم همینطور، نه. بعد ۴۰۰ نفر طلاب مدرسه فیضیه و حقانی و خان قم هم نه. گفتم اینها دیگر برای چه نه؟ گفت فرموده اند اینها بازداشت دسته جمعی است… نه، نه، نه، تا آمد روی وعاظ افراطی طرفدار خمینی با چند تا افراد تروریست که روی هم ۳۰۰ نفر بود. ما از فردایش شروع کردیم به دستگیری این ۳۰۰ نفر. تمام تدارکاتی که اینها می کردند برای ۱۵ خرداد بود تا در سالگرد ۱۵ خرداد قدرتشان را نشان دهند. بعلت دستگیری این ۳۰۰ نفر، ۱۵ خرداد آب از آب تکان نخورد. در صبح ۱۵ خرداد در بازار تهران ۲۰-۳۰ درصد از مغازه ها بسته بود بعدش هم باز شد و تمام شد و رفت.

آنطور که می گویید پس از این موج دستگیری ها آرامش نسبی برقرار شد ولی با تغییر رئیس ساواک و آمدن آقای ناصر مقدم، شاهد برخورد ایده «شدت عمل» در برابر «رفورم» هستیم. فکر می کردید با سرکوب همه چیز تمام می شود؟
روز ۱۷ خرداد نصیری عوض شد و مقدم رئیس شد. با مقدم دعوا داشتم. ایشان تازه از آمریکا آمده بود و ملاقات هایی کرده بود و شده بود آزادی خواه. گفتم تیمسار الان مخالفین، ما را در یک وضع بدی می بینند. الان بایستی یک مقداری قدرت هم داشته باشیم که بتوانیم صحبت کنیم. آقای دهقانپور، مملکت ما وضع انقلابی نداشت. مملکت ما در سال ۵۵، از سال ۵۰ و ۴۵ بدتر بوده؟ در سال ۵۵ این همه گروه های کمونیستی و تروریستی همه کنترل شده بودند. ۳۰۰۰ نفر زندانی داشتیم ولی به هرحال در بیرون دیگر چریک های فدایی خلق و مجاهدین خلق سلول های مسلح نداشتند، رهبرانشان هم کشته شده بودند. مسئله بحران رهبری بود. مملکت ما آمادگی انقلاب نداشت بلکه احتیاج به اصلاحات داشت و من هم بارها برای گزارش هایی که درباره اصلاحات می دادم سرزنش شدم. من همیشه معتقد به اصلاحات بودم. دعوای من با مسئولین این بود که ما باید اول به طرفداران رژیم آزادی بدهیم که این ها بتوانند حرفشان را بزنند و مخالفان خلع سلاح بشوند بعد هم به مخالفین آزادی بدهیم. من همیشه طرفدار یک مقدار آزادی بیشتر بودم. در آن موقعیت می دیدم آنها به این نتیجه رسیده اند که دست ما زیر ساطور است و اینها به قول معروف تا سن پترزبورگ ما را دنبال می کنند. باید حرف حسابشان را گوش کرد چون شاید یک مقداری از حرفشان حساب بود که گاهی اوقات شنیده نشده بود. من معتقد بودم که باید ابتدا قدرت را حفظ کرد، بعد از موضع قدرت نشست و به یک راه حل مسالمت آمیز رسید وگرنه این داستان نتیجه اش همان می شود که شد. من معتقد نیستم که اگر همان وضع را ادامه می دادیم بحران ها حل می شد. تنش بود ولی به این سرعت همه چیز از هم پاشیده نمیشد. در یک موقعیت طوری همه چیز از هم پاشید که ایشان(شاه) هم نمی توانست تصمیم بگیرد. مامورین مسلح را آوردند در خیابان بعد گفتند تیراندازی نکنید. منظور من این بود که ما باید در موضعی باشیم که تصور نشود ما رفتنی هستیم. از موقعی که مخالفین به این نتیجه رسیدند یعنی شش ماه آخر، همه چیز تشدید شد و به فاجعه منجر شد.


پاسخ تان به آنهایی که ساواک را با شکنجه و کشتن مخالفین برابر می دانند چیست؟
مثلا مرگ تختی که می گویند تختی را کشتند. تختی فردی بود که گرفتاری داشت و گرفتاری جنسی و ناتوانی جنسی و گرفتاری خانوادگی پیدا کرده بود و رفته بود سه روز در هتل اتلانتیک مانده بود و ظرف این سه روز رفته بود محضر و کاظم حسیبی از رهبران جبهه ملی را برای قیومیت پسرش تعیین کرده بود. کسی که سه روز رفته در هتل مانده و برای بچه اش هم قیم تعیین می کند، یعنی چی؟ یعنی قصد دارد خودش را بکشد دیگر و خودش را هم کشت. بعد اینها می گفتند نخیر او را کشتند. یا پسر خمینی و صمد بهرنگی هم همینطور. صمد بهرنگی رفته بود با آن آقای (حمزه) فراهتی از رود ارس رد بشود، شنا بلد نبود و غرق شد. بعد گفتند او را کشتند. آقای جلال آل احمد هم که این داستان را درآورده بود. بعدا گفت بله ما این را درآوردیم، بد هم نبود. این ها اتهامات بیجا و بی ربط بود. یا (علی) شریعتی که مریض بود و در لندن مرد و بعد از نمونه برداری گفتند به مرگ طبیعی مرده. بحث شکنجه بحثی طولانی است. بنده همیشه به سهم خودم با شکنجه که یک چیز غیرقانونی بود مخالفت کرده ام و چون حقوق خوانده بودم به سهم خودم همیشه با هرچیزی که منجر به شکنجه شود مخالفت کرده ام و هیچ وقت هم خودم نه شکنجه دیده ام و نه بازجویی کرده ام. من اهل بازجویی نبودم من فقط هفت هشت ده نفر آدم را دیده ام که کسانی بودند که می خواستند مصاحبه تلویزیونی بکنند، آن هم تازه محدود بود. مثلا آقای (پرویز) نیکخواه بود، آقای (کورش) لاشایی، آقای (سیاوش) پارسانژاد بود، بهرام مولایی و سه چهار نفر دیگر که یک موقعیتی داشتند و بهشان تضمین داده بودند که اگر همکاری بکنید تعقیب نمی شوید. اینها بازجوها را نمی شناختند. بازجوها به من گفتند اینها آدم های مهمی هستند و اگر شما به آنان اطمینان بدهید، چون قیافه شما را می شناسند قبول می کنند. در زمان مصدق که آقایون جبهه ملی سمبل دمکراسی و آزاده خواهی می دانند تمام مدت در زندان ها شکنجه بوده.

Posted in khalesuske
خبرگزاری رویترز با انتشار گزارشی از زنان رزمی کار ” نینجا ” در ایران می نویسد ۳ هزار زن آموزش دیده ” نینجا کار ” آماده دفاع از کشورشان در صورت هر گونه حمله احتمالی نظامی هستند.
به گزارش عصر ایران رویترز با اشاره به تاسیس یک مرکز ویژه برای آموزش ورزش های رزمی نینجا به زنان ایران در ۲۳ سال پیش در کرج می نویسد: برخی از این زنان با آموزش های خاص این ورزش سنتی ژاپنی همانند برخی فیلم های پر بیننده هالیوود قادرند از دیوار راست بالا بروند.
اکبر فرجی موسس این مرکز آموزش فنون رزمی نینجا به زنان می گوید : ” آنچه برای من به عنوان یک مربی و یک ایرانی مهم است این است که با دادن آموزش ها و تمرین های لازم به بالا بردن قدرت و توانایی زنان کمک کنم . لازم است ما هر چه در توان داریم برای حفاظت از کشورمان انجام دهیم .”
رویترز در ادامه می نویسد : ” با تهدید های اسراییل برای حمله به ایران این زنان رزمی کار می گویند که آماده اند در صورت وقوع هر گونه جنگ احتمالی از کشوراسلامی شان در برابر تهاجم خارجی دفاع کنند.”

رویترز می افزاید که این ۳ هزار زن و دختر که از سنین ۵ تا ۵۶ سال را شامل می شوند آماده دفاع از کشورشان هستند

 

Posted in khalesuske

يكبار دگر نسيم  نوروز وزيد
دل‌ها به هوای روز نو باز تپيد
نوروز و بهار و بزم ياران خوش باد
در خاك وطن ، نه در ديار تبعيد

 

Posted in khalesuske

 

گروه تحقیق کنگره ایالات متحده آمریکا در ماه مارس ۲۰۱۲، گزارش سالیانه کنگره در خصوص ایران ارائه کرد

 

CRS_Iran_Picture

 

The Opposition
The popular uprising of 2009 constituted the most significant unrest faced by the regime since itsinception in 1979. Many experts on Iran believe that the still seething opposition remains a keyconcern of the regime, particularly in the context of successful uprisings in the Arab world in2011. Still, the regime’s willingness to use force and mass arrests, and the lack of clear leadershipof the protest movement, clouds the opposition’s prospects to mount a sustained return to thestreets. Not all the opposition operates under the Green Movement banner; some oppositiongroups in exile or in Iran operate separately, and may be acting to further ethnic or other interestsrather than establish democracy in Iran.
The Green Movement
The Green Movement, the genesis of which was the post-presidential election protests asdiscussed above, constitutes a significant popular opposition. It includes various social groups,although it is centered around educated, urban youth, intellectuals, and former regime officials.Perhaps accounting for its failure to challenge the regime over the past two years, it has not todate incorporated many traditionally conservative groups such as older Iranians and Iranians wholive in rural areas. It furthermore is divided between those who believe the regime can bereformed and moderated, and those who believe it must be replaced outright by a more secular, or at least less Islamic, system of government
Iran: U.S. Concerns and Policy ResponsesCongressional Research Service 19
an arrangement between Iran and the ICRC for them to return to Iran if they disavow further PMOI activities; none is known to have been persecuted since returning.In July 2004, the United States granted the Ashraf detainees “protected persons” status under the4
th
Geneva Convention. However, that designation ended in June 2004 when Iraq formallyreassumed full sovereignty from a U.S.-led occupation authority. The U.S.-led, U.N. supportedsecurity mandate in Iraq was replaced on January 1, 2009, by a bilateral U.S.-Iraq agreement thatlimits U.S. flexibility in Iraq. The group long feared that Iraqi control of the camp would lead tothe expulsion of the group to Iran. The Iraqi government tried to calm those fears in January 2009 by saying that it would adhere to all international obligations not to do so, but that trust wasreduced on July 28, 2009, when Iraq used force to overcome resident resistance to setting up a police post in the camp. Eleven residents of the camp were killed.The PMOI’s fears for Ashraf residents heightened as of July 1, 2010, when the Iraqi SecurityForces assumed full physical control over Ashraf and the U.S. military post near the camp closed,although U.S. forces in Iraq continued to periodically visit the camp to monitor conditions andmentor Iraqi forces there. On April 2, 2011, with a U.S. military unit overseeing the rotation, theIraqi government changed the Iraq Security Forces (ISF) brigade that guards Ashraf, triggeringPMOI warnings that the troops might move against Ashraf residents. The U.S. unit departed onApril 7 and clashes between the Iraqi force and camp residents took place on April 8; U.N. HighCommissioner for Human Rights Navanethem Pillay largely confirmed PMOI claims that 35Ashraf residents were killed and that Iraqi forces were at fault. The State Department issued astatement attributing the deaths to the actions of Iraq and its military, although noting that theU.S. government may not have had complete facts about what transpired.
9
 After the clash, Iraqi officials reiterated its commitment to close Ashraf at the end of 2011(following a full U.S. withdrawal from Iraq), but said such closing would be done in co-operationwith the United Nations and other international organizations. On May 16, 2011, the UnitedStates offered to help relocate camp residents before Iraq closes it and, in early July 2011, U.S.Ambassador to Iraq Jim Jeffrey called on the Ashraf residents to disband and seek refugee statuselsewhere in Iraq as part of a solution. The U.N. High Commission for Refugees (UNHCR)declared the residents “asylum seekers” and offered to assess each resident in an effort to resettlethem elsewhere. The top U.N. envoy in Iraq, Martin Kobler, offered to mediate between theAshraf residents and the Iraqi government and called on the Iraqi government to postpone its endof 2011 deadline to close the camp. On September 26, 2011, the EU named Belgian diplomatJean De Ruyt as an adviser to EU foreign policy chief Catherine Ashton on the Ashraf issue.The issue clouded the final withdrawal from Iraq, completed on December 18, 2011. Ambassador Daniel Fried, appointed in November 2011 as the Obama Administration’s coordinator on the toAshraf issue, testified on December 7, 2011, before the Subcommittee on Oversight andInvestigations of the House Foreign Affairs Committee; he said that the United States was pressing the Iraqi government for a humane, peaceful resolution of the Ashraf issue, while also blaming the Ashraf leadership for refusing any relocation plan other than
en masse
relocationoutside Iraq as refugees. U.S. officials said that adequate food, fuel, and medical supplies werereaching camp residents, although supporters of the group continued to challenge that assertion.
10
 In late December 2011, as negotiations proceeded, Prime Minister Maliki announced that
9
http://www.state.gov/r/pa/prs/ps/2011/04/160404.htm.
10
Author conversations with supporters of the PMOI in Washington, DC, February-April, 2011.
Iran: U.S. Concerns and Policy ResponsesCongressional Research Service 20
residents would have until as late as April 2012 to relocate. On December 25, 2011, the Iraqigovernment and the United Nations announced agreement to relocate the residents to former U.S.military base Camp Liberty, near Baghdad International Airport. The PMOI, which had demandedsafeguards for their transfer, subsequently announced acceptance of the deal and the move toCamp Liberty (renamed Camp Hurriya) has begun with the first nearly 400 Ashraf residentsrelocating in late February 2012. UNHCR will conduct refugee status determinations for all theresidents after they relocate. As noted above, the Secretary of State has linked the PMOI’scooperation with the relocation to a decision to take the PMOI from the FTO list.In the aftermath of the April 8 clashes,
H.Res. 231
was introduced, calling on the President toundertake “all necessary and appropriate steps” to ensure the safety and protection of the Ashraf residents. Another bill, H.Res. 332, introduced June 24, 2011, called for a congressionalinvestigation of the incident.
Pro-Monarchy Radical Groups
One issue that has arisen in 2010 is that a pro-monarchist armed group in Iran, called
Tondar
 (Thunder)/Kingdom Assembly of Iran is accused of conducting attacks inside Iran. One attack, a bombing of a mosque in Shiraz that took place in April 2008, killed 14 Iranian worshippers,including some children. There are some allegations that Iranians living in California aredirecting the group’s activities in Iran.
Ethnic or Religiously Based Armed Groups
Some armed groups are operating in Iran’s border areas, and are generally composed of ethnic or religious minorities. These groups are not known to be cooperating with the mostly Persianmembers of the Green Movement. One such group is
 Jundullah
, composed of Sunni Muslims primarily from the Baluchistan region bordering Pakistan. The region is inhabited by members of the Baluch minority and is far less developed than other parts of Iran. On the grounds that
 Jundullah
has attacked civilians in the course of violent attacks in Iran, it was formally placed onthe U.S. of Foreign Terrorist Organizations on November 4, 2010. Some saw the designation asan overture toward the Iranian government, while others saw it as a sign that the United Statesdoes not support ethnic or sectarian opposition groups that use violence, but only groups that arecommitted to peaceful protest.As noted in the State Department terrorism report for 2010, released August 18, 2011, since mid-2006, it has conducted several successful attacks on Iranian security and civilian officials. One of its most widely noted terrorist attacks was a May 2009 bombing of a mosque in Zahedan, which itclaimed constituted revenge for the poor treatment of Sunnis in Iran. On October 18, 2009, itclaimed responsibility for killing five Revolutionary Guard commanders during a meeting theywere holding with local groups in Sistan va Baluchistan Province. The regime claimed a major victory against the group in late February 2010 by announcing the capture of Jundullah’s topleader, Abdolmalek Rigi. The regime executed him in June 2010, and the group retaliated in July2010 with another major bombing in Zahedan, which killed 28 persons, including someRevolutionary Guards. Secretary of State Clinton publicly condemned this bombing. The group is believed responsible for a December 15, 2010, bombing at a mosque in Chahbahar, also in theBaluchistan region, that killed 38 persons.
Iran: U.S. Concerns and Policy ResponsesCongressional Research Service 21
An armed Kurdish group operating out of Iraq is the Free Life Party, known by its acronymPJAK. Its leader is believed to be Abdul Rahman Hajji Ahmadi, born in 1941, who is a citizen of Germany and lives in that country. Many PJAK members are said to be women, who support theorganization’s dedication to women’s rights. PJAK was designated by the Treasury Department inearly February 2009 as a terrorism supporting entity under Executive Order 13224, although thedesignation statement indicated the decision was based mainly on PJAK’s association with theTurkish Kurdish opposition group Kongra Gel, also known as the PKK. The five Kurds executed by Iran’s regime in May 2010 were alleged members of PJAK.In June 2010, Iran conducted some shelling of reputed PJAK bases inside Iraq, reportedly killingsome Kurdish civilians. It repeated that activity in July 2011. On September 26, 2011, Turkey’sPrime Minister Erdogan said that Iran and Turkey are planning joint operations against the Iraq- based hideouts of these Kurdish opposition groups.Another militant group, the
 Ahwazi Arabs
, operates in the largely Arab inhabited areas of southwest Iran, bordering Iraq. Its activity level appears to have been scant over the past fewyears.
Posted in khalesuske

 

آلن ایر سخنگوی فار س زبان وزارت خارجه امریکا در پاتوق مجازی (گوگل+هنگ اوت) به سوالات دالغا خاتین اوغلو، مدیر اخبار ایران خبرگزاری ترند، خانم نگار مرتضوی از صدای امریکا، نیوشا بقراطی از رادیو فردا، امید معماریان روزنامه نکار و بلوگر با مجری گری کامبیر حسینی پاسخ داده است.

نگار مرتضوی: اولین سوالم در مورد تحریمها است. چرا تحریمها با اینکه اسمش تحریم هدفمند است و قرار است که دولت یا حکومت ایران را هدف قرار بدهد، بنظر می آید که مردم را هدف قرار داده است و اگر به عنوان واحد در نظر بگیریم بنظر می اید مثلا 20 واحدش به حکومت ضرر زده است و هشتاد واحدش به مردم. آیا این هزینه ارزشش را دارد؟

آلن ایر: تحریمهای بین المللی مربوط به برنامه هسته ای ایران است و اصل این است . تا حالا ادعای ایران این بود که ماهیت برنامه هسته اش منحصرا صلح آمیز است. ما می گوییم اگر برنامه هسته ای شما مقاصد فقط فقط صلح آمیز داشته باشد چرا با آژانس بین المللی انرژی اتمی ، چرا با گروه 5+1 و با جامعه بین المللی همکاری نکرده اید ؟ بله هدف تحریمهای بین المللی ما دولت ایران است و فعالیت نا مشروع دولت ایران است. با این همه نا گفته پیدا است که مردم ایران هم از این تحریمها رنج می برند و از این نظر واقعا مایه تاسف است ولی ما گزینه دیگری نداریم. یعنی سیاست دو مسیره ما این است که اعمال فشار کنیم تا ایران وارد مذاکرات بشود با حسن نیت ، با احترام متقابل و با جدیت، تا نگرانی های فزاینده جامعه بین المللی را در مورد برنامه هسته ای خود ، در مورد ابعاد احتمالی نظامی را برطرف کند.

دالغا خاتین اوغلو: آقای ایر، ایران عضو پروتکل الحاقی نیست. درخواست بازدید از سایت نظامی پارچین بدون طی مذاکرات، مراحل و تعریف چارچوب قانونی برای بازدید، آیا قانونا برای ایران می تواند الزام آور باشد؟

ایر: نباید اصل مطلب را ول کنیم و (درباره) فروع بحث کنیم. اصل مطلب این است نهاد زیربط و ذی صلاح یعنی آژانس بین المللی انرژی اتمی نگرانی هایی جدی همراه با بقیه جامعه بین المللی در مورد ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته ای ایران دارد . ادعای ایران همانطور که عرض کردم این است که ماهیت برنامه هسته ایش فقط و فقط صرفا صلح آمیز است. پس این بهانه تراشی و مانع تراشی سببش چیست؟ اگر نیت ایران پاک بشود ، اگر بخواهد به جامعه بین المللی ثابت کند که برنامه هسته اش صلح امیز است، باید همکاری کامل با آژانس بکند. مخصوصا از اینکه اگر این کار را بکند این سری تحریمها لغو خواهد شد. پس سوال من این است که این پروتکل الحاقی و کدر اصلاح شده را بگذاریم کنار. ادعای ایران این است برنامه هسته ای صلح امیز است پس چرا و چه واهمه ای دارد که همکاری نمی کند؟

نیوشا بقراطی: سوال من مجددا در مورد تحریمها است. به هر حال حرف اول امروز کوچه و خیابانهای ایران است و شاید مسئله ایکه مردم ایران با ان بیشتر دست به گریبان است . می خواستم بپرسم آمریکا بعد از تحریم انرژی و تحریم بانک مرکزی ایران که تا اینجا پیش برده است، اساسا به طور مشخص برگ دیگه ای را برای بازی در چارچوب تحریم براش باقی نمی ماند. یعنی بیشتر از تحریم بانک مرکزی و تحریم انرژی احتمالا تحریم موثرتری و بزرگتری وجود ندارد که امریکا بخواهد دست به دامنش بشود می خواهم ببینم که اقدام امریکا در قبال ایران چه خواهد بود . همان طور که تا اینجای کار جمهوری اسلامی در واقع گردن نگذاشته به خواسته های امریکا از این به بعد هم اگر انجام نده با توجه به اینکه همه تحریمها تقریبا اعمال شده بعد از این امریکا چه خواهد کرد؟

ایر: همان طور که رئیس جمهور اوباما اظهار کرده است ما به این سیاست دو مسیره ادامه بدهیم و می توانیم هنوز تشدید فشار بکنیم. یعنی فشار بیشتر تا ایران با همان جدیت وارد مذاکرات بشود. همین الان کنگره ما در مورد تحریمهای مربوط به سیستم جهانی انتقالات بین بانکی ( سوییفت) صحبت می کند. نه، یعنی گزینه ها و تحریمها دیگر هم هست. و به اضافه تحریمهای جدیدی همانطور ما می توانیم شدیدتر، کاملتر تحریمهای موجود را اجرا کنیم. از این نظر ما هنوز به اخر خط نرسیده ایم و ما به این سیاست ادامه بدهیم تا ایران تغییر مسیر بدهد و وارد مذاکرات بشود. و همانگونه که عرض کردم و همانطور که پریزیدنت اوباما دیروز گفتند ما مایلیم از طریق دیپلماسی این مسئله را حل کنیم. ولی پنجره دیپلماتیک یا روزنه دیپلماتیک با اینکه باز است با گذشت زمان بسته تر می شود. دیروز که پرزیدنت اوباما اظهار کردند ایران را تشویق می کند که این فرصت را مغتنم بشمارند و وارد مذاکره بشود تا می تونیم بطور مسالمت امیز این مسئله هسته ای را حل کنیم و نگرانیهای جامعه بین المللی را رفع کنیم.

امید معماریان: سوال من در خصوص ویزا هست. همانطور که می دانیم تعداد خیلی زیادی از کسانی که به هرحال در حادثه 11 سپتامبر دست داشتند از کشور عربستان بودند. در طی این سالها افرادی از کشورهای منطقه ما در کارهای عجیب و غریب تروریستی دست داشتند، ولی می بینیم که ایرانیها علیرغم اینکه در هیچ یک از این جور اتفاقات نقشی نداشتند وقتی که به سفارت آمریکا می روند برای ویزا گرفتن بسیار برای انها سخت است ویزا بگیرند و شرایط متفافتی را تجربه می کنند . یک نوع تبعیض خیلی محسوسی وجود دارد و علیرغم اینکه مقامات وزارت خارجه امریکا بارها گفتند که مثلا شرایط را تسهیل می کنند ، در مورد دانشجویان گفتند که شرایط بهتری را فراهم می کنند ولی همچنان ویزا دادن به ایرانی ها بسیار تبعیض امیز است و پروسه خیلی طولانی است و در بعضی از موقعها افراد می گفتند که تحقیر امیز است. وقتی که مراجعه می کنند به دفاتر صدای امریکا در کشورهای همسایه ایران. خواستم ببینم به این مسئله شما چه جوری نگاه می کنید و ایا سیاستی هست که بطور واقعی بخواهد که تسهیلات بهتری را بخواهد برای ایرانیانی که به خواهند به امریکا بیایند برای تحصیل یا امور دیگر ایجاد بکند.

ایر: سیاست ما این است که ما ایرانیان را تشویق بکنیم که تشریف بیاورند به امریکا چه برای ادامه تحصیلات چه برای گردش، دید و بازدید از خانواده ، همانجور که رئیس جمهور اوباما و خانم کلینتون اظهار کردند سیاست ما این است که ما می خواهیم تعداد ایرانیانی که تشریف می اورند امریکا را بالا ببریم. از این نظر مثلا سالهای پیش خانم کلینتون اعلام کردند که به جای مثلا ویزا تک ورود ویزای مجدد دو ساله را شروع کردیم صادر کنیم به دانشجویان ایرانی . برای همین دلیل وب سایت مجازی سفارت امریکا در ایران را راه اندازی کردیم که ما می توانیم به دانشجویان بالقوه ایرانی ، متقاضیان بالقوه ایرانی اطلاعات بدهیم که چه جوری می توانند ویزا درخواست کنند و مراحل مختلف . پس سیاست ما این است که بیشتر مردم ایران برای علل مختلف تشریف بیاورند امریکا با این همه ما یک قانونی داریم قانون مهاجرتی که این مصاحبه گر وقتی مصاحبه می کند با این متقاضی باید قضاوت کند که اگر این درخواست کننده واجد شرایط باشد یا فاقد شرایط باشد. ولی هیچ جنبه سیاسی وجود ندارد.تعداد دانشجویان ایرانی که می اِیند امریکا بالا رفته است. و انشاء الله در آینده بیشتر ایرانیان تشریف می اورند امریکا برای هر دلیل.

کامبیز حسینی: آقای ایر شما راجب سیاست دو گانه دولت اوباما – دو مسیره صحبت می کنند. اگر لطف کنید راجب این سیاست دو مسیره برای تماشاگران ما توضیح بدهین که سیاست دو مسیره یعنی چه؟

ایر: ببینید یعنی همان جور که عرض کردم ، نه تنها امریکا بلکه جامعه بین المللی ، شورای امنیت ملل متحد، آژانس بین المللی انرژی اتمی نگرانی های عمیق و فزاینده ای را در مورد برنامه هسته ای ایران دارد و عدم پایبندی ایران به تعهدات بین المللی اش به عنوان کشور عضو ان پی تی ، از این نظر ما ایران را دعوت کردیم که وارد مذاکره بشود. ولی تا حالا این کار را نکرده است. پس بر آن شدیم که ما باید فشار بیاوریم بر حکومت ایران تا تغییر بدهد در محاسبات راهبردیشان که وارد مذاکره بشود و همین جور که عرض کردم با حسن نیت و جدیت و احترام متقابل به یک راه حل جامع برسیم که هم نگرانی های جامعه بین المللی را رفع کند و هم به حقوق حکومت ایران برای استفاده صلح امیز از انرژی اتمی احترام بگذارد. این هدف ما است و همان طور که دیروز پرزیدنت اوبا ما گفتند یعنی ما می توانیم پای میز بیاییم آن طرف میز باید ایران باشد که مذاکره کند.

نگار مرتضوی : من می خواهم در مورد آزادی اینترنت سوال کنم آقای ایر. به هر حال صحبتهایی شده از طرف دولت امریکا از طرف وزارت امور خارجه که برای آزادی دسترسی به اینترنت خصوصا برای مردم ایران قرار است که دولت امریکا اقداماتی را بکند می خواهم ببینم قرار است که چه اقداماتی بشود ، آینده را چطور می بینین و بخصوص اینکه بعضی از افرادی که استفاده اینترنتی در داخل ایران هستند می گویند که هنوز نرم افزارهایی امریکایی هست که به دلیل بعضی از محدودیتهایی که از طرف دولت وجود دارد اینها نمی توانند به کاربرهای ایرانی سرویسهایشان را ارایه کنند.

ایر: همانطور که خانم کلیتون اظهار کردند ، دسترسی به اینترنت و دسترسی به اخبار ماهواره ای یکی از حقوق اساسی مردم دنیا شده و همه ما خوب می دانیم که الان دولت و حکومت ایران سعی می کند به اصطلاح پرده الکترونیک ایجاد کند که مردم ایران را از بقیه دنیا و هم دیگران قطع کند . ما در مقابله با این کوششهای حکومت ایران در تلاش هستیم. و ما نه تنها برای ایران بلکه برای تمام فضاهایی که مثلا بسته شده فضای مجازی که بسته شده ، فکر کنم مثلا تقریبا هفتاد میلیون دلار صرف کردیم. برای ایجاد نرم افزارهای جدید که اشخاص و کاربران می توانند از این پرده الکترونیک عبور بشوند . و هنوز این کار را ادامه می دهیم که کاربران ایرانی و کاربران دیگری در جامعه های نسبتا بسته می توانند دسترسی پیدا بکنند به اینترنت می توانند ارتباط برقرار کنند با دیگران و با آمریکا . این یکی از عللی است که سفارت مجازی را راه اندازی کردیم. و الان فکر می کنم در سراسر دنیا تقریبا یک میلیون نفر از این نرم افزارهای ما استفاده می کنند. فعالان اینترنی مجازی برای مقاصد مختلف. پس از این نظر ما مصمیم که تقویت کنیم تلاشهای مردم ایران و مردم دنیا تا باهمدیگر ارتباط پیدا کنند.

دالغا خاتین اوغلو: آقای ایر شما در طی سالهای 2006 – 2009 در سفارت امریکا در باکو بودید. خیلی از بازدید کنندگان ما امیل فرستاده بودند و یکی از این سوالها این بود که آیا روابط رو به گسترش ارمنستان و ایران در شرایط تحریم خصوصا در زمینه نظامی باعث نگرانی امریکا نیست؟ و اینکه آیا نگرانی درباره اراضی اشغالی آذربایجان هم اکنون بدون نظارت مانده و می تواند به عنوان یک کریدور برای انتقال مواد مخدر از ایران به غرب و همچنین قاچاق تجهیزات هسته ای یا نظامی به ایران بشود وجود دارد یا نه؟

آلن ایر: ما خواستار آنیم که دولت ایران با کشورهای همجوار روابط سازنده و مثبتی داشته باشند. یعنی ایران بالقوه می تواند یک نقش مثبتی ایفا کند در تقویت صلح و ثبات در منطقه و در دنیا. می دانیم که در گذشته در دورانهای مختلف مرتب ایران این کار کرده است. ولی قصد ایران باید این بشود که برای ترویج و تقویت صلح و ثبات تلاش کنند نه برای ثبات زدایی نه برای تضعیف ثبات و صلح و شکوفایی در منطقه.

نیوشا بقراطی: می خواستم بپرسم رویکرد آمریکا را در مورد اپوزیسیون ایران . در دوران اوج اعتراضات جنبش سبز آقای اوباما بطور مشخص گفت که سیاستش مبنی بر دخالت در امور داخلی ایران نیست و نمی خواهد بطور مشخص حمایت و یا دخالتی بکند. ولی بعد در جریان تحولات عربی دیدیم که در کشورهای عربی دولت امریکا به شکلهای مختلف از اپوزیسیون این کشور ها دفاع کرد حتی تا انجا که در مسئله لیبی با حمایت ناتو حمله نظامی کردند. می خواستم ببینم این رویکردهای متفاوت امریکا به اپوزیسیون ها در کشورهای خاور میانه به چه صورت شکل می گیرد و به چه دلیل هست اساسا؟ آیا رویکرد آمریکا در حال حاضر نسبت به اپوزیسیون ایران همان بوده که ان موقع بود؟

ایر: سال پیش رئیس جمهور اوباما یک سخنرانی مشهور و جالبی ایراد کرده است در مورد اصول امریکا در سیاست خاورمیانه اش و ایشان فرمودند که ارکان اصلی و اصولی ما در سیاست خاور میانه ما عبارت از مخالفت با خشونت ، حمایت از حقوق بشر مردم منطقه و ترویج اصلاحات سیاسی و اقتصادی است. یعنی ما از اشخاص، از احزاب خاص حمایت نمی کنیم . ما از اصول حمایت می کنیم و مردم ایران مثل مردم همه دنیا و مردم منطقه حق برخورداری از حقوق حقه خودشان را دارد. مثل آزادی بیان، آزادی تجمع ، آزادی مطبوعات و ما در کنار مردم ایران هستیم و در این مورد حمایت می کنیم.

نیوشا بقراطی – آقای ایر ولی مسئله اینکه تفاوت عمده که در مصر و ایران احساس شد. یک جایی دولت امریکا احساس کرد که باید از حسنی مبارک بخواهد که کناره گیری بکند از مقام خودش ، در لیبی وارد اقدام نظامی شد و در کشورهای دیگر متفاوت بود در تونس به یک شکلی . در ایران شاید کمرنگترین حمایت امریکا از اپوزیسیون این کشور ما شاهد بودیم. به چه دلیل بود این تفاوت؟

ایر: ببنید ، اصل مطلب این است که سیاست ما ، موضع ما اصولی است. و همانجور که خانم کیلنتون سالهای پیش اظهار کردند که کاربرد این سیاست متفاوت است. چون وضعیت هر کشور منحصر به فرد است و ما باید نسبت به وضعیت هر کشور با هم پیمانمان با جامعه جهانی مشورت کنیم . پس صد در صد واکنش ما نسبت به مسئله لیبی تفاوت دارد. مثلا سوریه. اصول که یکسان است. ولی بکارگیری این اصول ممکن است متفاوت باشد.

امید معماریان: من می خواهم با سوال نیوشا ادامه بدهم. آقای ایر در مورد اصول امریکا صحبت کردند و حمایتشان از کشورهایی مثل ایران و اینها ولی من می خواستم بپرسم که تجربه نشان داده و واقعیت این است که ایالت متحده استانداردهای دو گانه دارد و در این استانداردهای دو گانه بسیار راسخ هست که در بعضی از کشورها از مسئله حقوق بشر حمایت می کنند و مثل ایران انتقاد می کنند ، در شورای حقوق بشر انتقاد می کنند و لابی می کنند این خیلی هم خوب هست. ولی مسئله این است که مادامی که ایالات متحده این استاندارد دو گانه را دارد با کشورهای مختلف اقتدار اخلاقی این کشور بنظر من کاملا زیر سوال می رود و نیت امریکا برای حمایت کردن از مسئله حقوق بشر زیر سوال می رود و تاثیرش را از دست می دهد. سوال من از اقای ایر این است. که آقای اوباما گفته بود که من سر کار که بیایم می خواهم که اقتدار اخلاقی امریکا را ارتقا بدهم و بیشترش بکنم. شما کی می خواهین که به این سیاست دو گانه پایان بدهید و تا این که مردم بتوانند باور بیشتری داشته باشند به آرمانها و ایده های خوبی که مقامات امریکا در موردش صحبت می کننند؟

ایر: سیاست ما گزینشی و ابزاری نیست، اصولی است. کاربردش که متفاوت است منحصر به عوامل مختلف. ولی همان طور که پرزیدنت اوباما اظهار کردند، ترویج این حقوق بشر هم به نفع شهروندان کشورهای مختلف است و هم به نفع امریکا است. یعنی در راستای منافع ملی و عالی کشور آمریکا است که مردم این منطقه از حقوق اصلی شان برخوردار باشند.

معماریان: ولی آقای ایر، آیا برخورد ایران، برخورد امریکا در مسئله حقوق بشر ، نقض حقوق بشر در اسرائیل یا بحرین آیا یکی هست؟ یعنی شما به همان قدر که روی ایران فشار می گذارید بنظر من ، خیلی خوب هست که این کار را می کنید ولی ایا روی کشورهای دیگر هم این کار را می کنید در مورد اسرائیل همین اتفاق می افتد، یا در بحرین یا کشورهای دیگر مثل عربستان آیا واقعا یکسان برخورد می کنید؟

آلن ایر: نه هدف یکسان نیست، وسایل که متفاوت است. ما که روابط دیپلماتیک نداریم با ایران که بتوانیم با آنها مشورت کنیم ، انها را تشویق کنیم که از این کار دست بردارند. ما با هم پیمانانمان در منطقه و در دنیا اگر دسترسی داشته باشیم یعنی بطور حضوری و شخصی با ایشان مشورت می کنیم ، در مجامع مختلف باهم کار می کنیم ، این تیرگی و قطع روابط با ایران ابزار ما را محدود کرده است. ولی ما با این هم ما خیلی تلاش کردیم که مثلا گزارشگر حقوق بشر در شورای حقوق بشر در سازمان ملل متحد ایجاد بشود که همین هفته پیش گزارش داد و ترویج حقوق بشر به نفع امریکا است و به نفع مردم است. اضافه می کنم به نفع این حکومتها است. یعنی بقول معروف توپ، تفنگ ، مسلسل دیگر اثر ندارد. یعنی سرچشمه و مشروعیت هر حکومت از سرکوب کردن سرچشمه نمی گیرد از بر اورده کردن مطالبات مشروع مردم خود سرچشمه می گیرد. اگر هر حکومتی کشور ثابت و شکوفایی می خواهد باید به مردم خود گوش بدهد و به حقوقشان احترام بگذارد. این تحولات منطقه خاورمیانه به آسانی این را نشان داده است” height=”353″]

Posted in khalesuske


Iran Tabriz 13.03.2012 People celebrating the firefestival, attacked by security forces
http://www.youtube.com/watch?v=s8d_xEgRSSk&list=UUeCg41zddNC8AELtjiKOf6w&index=2&feature=plcp
4shanbe sori 1390 tehran
http://www.youtube.com/watch?v=DxR9VAS60ok
http://www.youtube.com/watch?v=WwkYP4yTofQ&feature=related
4shanbe sori ahvaz
http://www.youtube.com/watch?v=U-DuB3xf5s8
شهرک باغمیشه تبریز
http://www.youtube.com/watch?v=MRxiZpnc59s
چهارشنبه سوری رشت – گلسار
http://www.youtube.com/watch?v=3MfOPc5UJa
چهارشنبه سوری 90 در لاهیجان
http://www.youtube.com/watch?v=hk2b8nCLUS4
4shanbe sori.iran.arak.bon baste shaghayegh
http://www.youtube.com/watch?v=RKb2NDUTn6c
چهار شنبه سوری در شهر سن دیه گو جنوب کالیفر نیا امریکا
http://www.youtube.com/watch?v=sinCuLUFC8w
4 shanbe soori melbourne 2012
http://www.youtube.com/watch?v=jadJyQEmSck&feature=channel
http://www.youtube.com/watch?v=Q8RE3hanNdU
4SHANBE-SOORI CELEBRATION AT MORGAN-PARK, GLEN COVE, NY
http://www.youtube.com/watch?v=OP10wGAeNak
http://www.youtube.com/watch?v=OdbRd0dBq8o&feature=channel
چهارشنبه سوری در گوتنبرگ 2012
http://www.youtube.com/watch?v=DeeUEs-BglU
چهارشنبه سوری نوروز 91 در شهر مالمو سوئد
http://www.youtube.com/watch?v=55TuRt_7p9k
جشن چهارشنبه سوری در لندن مقابل سفارت 2012
http://www.youtube.com/watch?v=F0vpDkfzFFY&feature=channel
http://www.youtube.com/watch?v=kLIkSEW9mT0
چهارشنبه سوری در قبرس
http://www.youtube.com/watch?v=jc-NdJWJgL4
Chaharshanbesuri , Houghton, MI
http://www.youtube.com/watch?v=pw-SC3WYnjs
برگزاری مراسم چهارشنبه سوری در استکلهم ، سوئد
http://www.youtube.com/watch?v=qOZ8ZAkpYAk&list=UUzemqIhUWzZaBboykUSmLKA&index=1&feature=plcp
Canada Toronto, Chahar Shanbe Suri
http://www.youtube.com/watch?v=PGz9ATqCWrw&feature=channel
http://www.youtube.com/watch?v=FALgjJcioec&feature=channel
http://www.youtube.com/watch?v=3RcgC_QI2IU&feature=channel
http://www.youtube.com/watch?v=MTBtv2aelpc&feature=channel
http://www.youtube.com/watch?v=6PCZryegm_E&feature=channel

Posted in khalesuske

Polls

حمله نظامی امریکا به ایران؟

مشاهده نتایج

Loading ... Loading ...

Donate

We are a family, we need to support ourself...

Contact Info


2221 Chain Bridge Road
Vienna, VA 22182
USA
Tel: 703-255-9500
Email: davar@rangarang.us

Zoom

4725006999_4c01ebd470_z 4725007429_df0bdafb4d_o ganji hunger1 300359758_191102e439 irann